معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - پرسش از شما پاسخ از ما
پرسش از شما پاسخ از ما
پرسش از شما پاسخ از ما
دعا و استغفار l خواندن نمازهاى يوميه در پنج وقت l دروغ مصلحت آميز
خوددارى از انجام واجبات l وظايف مسلمانان در عصر غيبت l ازدواج موفق
رمز موفقيت در تحصيل l شرايط وجوب نماز آيات l چگونگى تعيين عيدفطر
درمان بيمارى هاى روحى l زيارت اهل قبور l عوامل خوش بختى
با سپاس و تشكر از عزيزانى كه با ارسال نامه, سؤالات و مشكلات تربيتى, روحى, خانوادگى و مسائل مذهبى و اعتقادى خود را مطرح مى كنند, گفتنى است از آن جا كه طرح همه مطالب شما در اين بخش ميسور نيست, تنها به مواردى از آنها كه عموميت داشته و اهميت بيشترى دارند, مى پردازيم.
دعا و استغفار
م ـ ع, از تهران
مى گويند: با دعا و استغفار, خداوند از تمامى اشتباهات چشم پوشى مى كند و همه حاجات شرعى را اجابت مى نمايد; اما بارها در حالت اضطرار از خدا مسئلت نموده ايم, ولى پاسخى نشنيده ايم, علت چيست؟
دعا و استغفار, رحمت خداوندى را جلب مى نمايد, حاجات شرعى را روا مى كند و به انسان اميد مى دهد; ليكن بايد توجه داشت كه:
اولاً, اجابت دعا شرايطى دارد و شكل هاى مختلفى.
ثانياً, اجابت برخى از دعاها بدانگونه كه ما مى خواهيم ممكن است به مصلحت ما نباشد.
ثالثاً, گاهى اجابت ها به گونه اى است كه ما از آن غافليم.
رابعاً, استغفار و توبه, تمام آثار وضعى و دنيوى هر گناهى را محو نمى سازد; مثلاً اگر كسى از روى نادانى و يا در حال خشم با مشت به چشم ديگرى بزند و او را كور نمايد و سپس به استغفار و انابه رو آورد و از درگاه الهى عفو و بخشش طلب نمايد, شايد توبه و دعايش مقبول و مستجاب گردد; اما چشم آن فرد بينا نمى شود. بنابراين بايد همگى دقيق باشيم كه در معرض وسوسه شيطان قرار نگيريم. به اين اميد كه اگر الآن لغزش هايى داشته باشيم, خدا مى بخشد; بخشش خدا شرايطى دارد. وانگهى اگر دعا به حسب صورت ظاهر مستجاب نشود, ذخيره اى براى آخرت انسان مى شود
خواندن نمازهاى يوميه در پنج وقت
عباس نظام زاده, شماره اشتراك ١٠٣٣٥, از اصفهان
چرا در صدر اسلام و عصر برخى از امامان معصوم&, نمازهاى يوميه را جدا مى خواندند, ولى در اين دوره در ميان شيعه, نماز ظهر و عصر را بلافاصله و پشت سرهم مى خوانند؟
اگر نمازهاى پنجگانه در پنج وقت خوانده شود, بهتر است و همه مسلمانان اين موضوع را قبول دارند. ولى نبايد غفلت كرد كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا هر كدام, يك وقت اختصاصى و يك وقت مشترك دارند.
در زمان پيامبر و امامان&, غالباً اين پنج نماز در پنج وقت جداگانه خوانده مى شدند; يعنى هر يك از آنها را در وقت فضيلت خود اقامه مى كردند. وقت فضيلت نماز ظهر حدوداً در ساعت اول ظهر بعد از اذان, وقت فضيلت نماز عصر حدوداً يك ساعت بعد از اذان ظهر به مدت يك ساعت, وقت فضيلت نماز مغرب از غروب تا ناپديد شدن سرخى آسمان در سمت مغرب, هنگام فضيلت نماز عشا از موقع ناپديد شدن سرخى مذكور تا يك سوم از شب و وقت فضيلت نماز صبح, از اذان صبح تا روشنايى هوا است.١
مراجع تقليد به پيروى از سنت پيامبر(ص) و امامان & فتوا داده اند كه مستحب است نمازهاى يوميه در پنج وقت و هر كدام در وقت فضيلت خود خوانده شوند.٢
اما رواياتى وجود دارد كه در برخى موقعيت ها پيامبر(ص) و امامان& نمازهاى پنجگانه را در اول وقت مى خواندند; يعنى بين نماز ظهر و عصر, و نماز مغرب و عشا فاصله نمى انداختند.٣
خواندن نمازهاى يوميه در پنج وقت (در اوقات فضيلتشان) واجب نيست, بلكه مستحب است, و با هم خواندن نيز جايز است, نه حرام. كسانى كه اول وقت هر دو نماز را مى خوانند, شايد از روى تنبلى باشد, ليكن دقت كنيد كه اين كار حرام و خلاف دستور اسلام نيست.
در روايت آمده است كه پيامبر(ص) حتى بدون عذر, نماز ظهر و عصر را با يك اذان و دو اقامه جمع مى كردند, و نيز نماز مغرب و عشا را. در دنباله روايت گفته شده: اين كار براى تسهيل امور مسلمانان است.٤
براساس اين روايات, پيامبرى كه تمام مستحبات را انجام داده, اين مسئله را در برخى از موارد انجام نداده است. با وجود اين گونه روايات است كه برخى از فقيهان شيعه, استحباب نماز را در پنج وقت, به صورت مطلق فتوا نداده و در آن تأمل نموده اند.٥
وانگهى دنيايى كه ما در آن زندگى مى كنيم دنياى كار و فعاليت است. مسلمان ها بايد از تمام دقايق زندگى حداكثر استفاده را بكنند. اگر بنا شود نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را با فاصله بخوانند, به كار و زندگى آنان لطمه مى خورد.
دروغ مصلحت آميز
آيا دروغ مصلحتى كه بين عوام رايج است, از نظر شرعى جايز مى باشد, چرا؟
امام خمينى(ره) مى فرمايد: (دروغ از گناهان كبيره است و مصلحت انديشى موجب رفع حرمت نمى شود; بلى مواردى استثنا شده كه در كتب مفصله, مذكور است).٦
بسيارى از عوام و متأسفانه بعضى از خواص, به دليل مصلحت انديشى هاى شخصى, مرتكب عمل زشت دروغ مى شوند و به عقيده خود آن را لازم مى پندارند و شرعاً توجيه مى كنند; در حالى كه دروغ گفتن, حرام است و موارد جواز و حتى وجوب آن, در روايات ذكر شده است. بنابر اين نمى توانيم به هر بهانه اى دروغ بگوييم و اسم آن را مصلحت بناميم. بعضى از موارد جواز دروغ عبارت اند از:
١ ـ ضرورت به شكل تقيّه; يعنى از ترس آسيب به جان خود يا اهل و فرزند, يا ضرر مالى فراوان, انسان برخلاف واقع مطلبى را بگويد و يا عقيده اش را پنهان كند.
٢ ـ اصلاح ميان مردم و از بين بردن كدورت و ناراحتى بين دو نفر يا جمعى; مثلاً با دروغ گفتن, قهر بين دو نفر را به آشتى تبديل كند. پيامبر(ص) در وصيتى به امام على(ع) فرمود: (خداوند دروغ صلح آميز را دوست دارد و از راست فتنه انگيز بيزار است. )٧
٣ ـ حقه و نيرنگ در جنگ; براى پيروزى حق عليه باطل در جنگ, مى توان دروغ گفت و اين كار لازم است. امام صادق(ع) فرمود: (هر دروغى يك روز مورد بازخواست واقع مى شود مگر در سه چيز: كسى كه در جنگ با دشمن خدعه مى كند و… )٨
٤ ـ نجات جان مظلوم از دست ستمگر.
براى دست يابى به اطلاعات بيشتر, به كتاب (نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى) نوشته آية الله مهدوى كنى مراجعه كنيد.
خوددارى از انجام واجبات
احمد گودرزى, شماره اشتراك ١١٠٠٣, از نيشابور
اگر خانواده يك شخس اعتقادات كم رنگى داشته باشند; به طور مثال از انجام واجباتى چون نماز خوددارى مى كنند, آن شخص چگونه بايد با آنان برخورد كند؟
? اگر بعضى از اعضاى خانواده عمداً موازين شرعى و اسلامى را رعايت نمى كنند و امر به معروف و نهى از منكر نيز تأثيرى در آنها نمى گذارد, برعهده شخص آمر و ناهى تكليفى نخواهد بود. البته بسيارى از مواقع, نصيحت هاى تند و حساب نشده زبانى اثر منفى دارد; يعنى به جاى تأثيرگذارى مثبت, فرد را جرى تر خواهد كرد. در اين گونه موارد, نشان دادن اخلاق و رفتار اسلامى در عمل و مواظبت از لغزش هاى باطنى و خصوصاً ظاهرى, تأثيرى دو چندان خواهد داشت; به عنوان مثال از هر گونه خيرخواهى براى خانواده و احترام به آنان كوتاهى نكند, هيچ گاه دروغ يا كار ناپسندى انجام ندهد و… .
امام صادق(ع) فرمود: (مردم را با غير زبانتان (به كار خوب) دعوت كنيد تا از شما تقوا و راست گويى و كوشش و جهد را مشاهده كنند. )٩
اگر شخص خودش اهل عمل باشد و لااقل به چيزهايى كه مى گويد يا اعتقاد دارد, عمل كند, نيازى به نصيحت كردن و يا نگرانى از عمل نكردن اشخاص به امور دينى ندارد, زيرا عمل او خود بهترين الگوست.
وظايف مسلمانان در عصر غيبت
مهدى رضايى, شماره اشتراك ١٠٦٦٩, از مشهد
وظايف ما در دوران غيبت امام زمان (عج) چيست؟
وظايف مسلمانان در عصر غيبت عبارت اند از:
١ـ دين دارى; امام صادق(ع) مى فرمايد: (براى صاحب الامر غيبتى طولانى است. در اين دوران هر كسى بايد تقوا پيشه سازد و چنگ در دين خود زند. )١٠
٢ـ پارسايى; امام صادق(ع) مى فرمايد: (هر كس خوش دارد در شمار اصحاب قائم باشد, بايد چشم به راه باشد و پارسايى پيش گيرد و كردار با ورع داشته باشد. )١١
٣ـ در خط امام بودن; پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: (خوشا به حال منتظرانى كه به حضور قائم برسند; آنان پيش از قيام او نيز پيرو اويند, با دوست او عاشقانه دوست و موافق اند و با دشمن او خصمانه دشمن و مخالف اند. )١٢
٤ ـ تخلق به اخلاق اسلامى; امام صادق(ع) مى فرمايد: (هر كس خوش دارد در شمار اصحاب قائم باشد, بايد در عصر انتظار مظهر اخلاق نيك اسلامى باشد. چنين كسى اگر پيش از قيام قائم در گذرد, پاداش او مانند كسانى باشد كه قائم را درك كند و به حضور او برسد; پس بكوشيد و در حال انتظار ظهور حق به سر بريد. )١٣
٥ ـ آمادگى نظامى; امام صادق(ع) مى فرمايد: (بايد هر يك از شما براى خروج قائم اسلحه تهيه كند, اگر چه يك نيزه باشد. )١٤
٦ ـ حفظ ايمان; پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: (شما اصحاب من هستيد, ولى برادران من مردمى هستند كه در آخرالزمان مى آيند. آنان به نبوت و دين من ايمان مى آورند, با اين كه مرا نديده اند. هر يك از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختى نگاه مى دارد; چنان كه گويى درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مى كند يا آتشِ پر دوامِ چوبِ داغ را در دست نگاه مى دارد. )١٥
رمز موفقيت در تحصيل
رمز موفقيت در امتحان چيست؟
موفقيت در تحصيل و امتحان, در گرو رعايت روش صحيح مطالعه و بهبود شيوه آن است. بدين منظور به نكاتى كه در ارتقاى سطح كارايى و بازدهى مطالعه مؤثر است, اشاره مى كنيم:
١ ـ مشخص بودن هدف; قبل از شروع مطالعه, حتماً هدف را مشخص كنيد.
٢ ـ اعتماد به نفس; به توانايى خود باور داشته باشيد و حافظه خويش را ضعيف نپنداريد.
٣ ـ برنامه ريزى; براى مطالعه, برنامه روشن و منظمى داشته باشيد.
٤ ـ تمركز حواس; مطالعه كتاب هاى درسى و غير درسى با اكراه و بى ميلى و در حالت خواب آلودگى و بى حوصلگى, زمينه به ياد سپارى مطالب را فراهم نمى سازد.
٥ ـ طبقه بندى مطالب; هر اندازه نكات به ياد سپرده شده ارتباط بيشترى باهم داشته باشند, بهتر در ذهن مى مانند.
٦ ـ تكيه بر فهم; مطالبى كه طوطى وار حفظ شده اند, خيلى زود فراموش خواهند شد; اما اگر بر فهم مطالب تكيه شود, آنچه ياد گرفته شده ديرتر فراموش خواهد شد.
٧ ـ استراحت دادن به حافظه; لازم است پس از يادگيرى و حفظ مطالب, حتماً استراحت كنيد تا مطالب به خاطر سپرده شده, فرصت و مجال استحكام ذهنى را پيدا كنند و از تداخل ذهنى و مزاحمت در يادگيرى هاى بعدى جلوگيرى شود. آزمايش هاى مختلف نشان مى دهد كه يادگيرى و حفظ كردن مطالب در وقت غير متمركز يا پراكنده, مؤثرتر است و در زمانى كمتر صورت مى گيرد; مثلاً دو تمرين كه هر كدام ٢٠ دقيقه طول بكشد, مؤثرتر از يك تمرين ٤٠ دقيقه اى است. پيشنهاد مى شود در فعاليت هاى ذهنى هر ٣٠ تا ٤٠ دقيقه يك بار, به مدت ٥ دقيقه استراحت و تنفس عميق داشته باشيد.
٨ ـ نقل و بيان آموخته ها; برداشت ها و محفوظات ذهنى را براى خودتان يا ديگران بيان كنيد.
٩ ـ تكرار مطالب; مهم ترين مرحله در يادگيرى درست, تكرار مطالب است.
١٠ ـ دقت در هنگام مطالعه; دقت در مطالعه در كيفيت آن نقش به سزايى دارد. با خط كشيدن زير عبارات مهم و يادداشت بردارى از مطالب و خلاصه نويسى, مى توان به اين مهم دست يافت.
١١ ـ انتخاب زمان مناسب; سفارش مى شود زمانى براى مطالعه انتخاب شود كه پس از آموختن يك مطلب علمى, وقت براى استراحت باشد. بايد كتاب هاى عميق تر را كه احتياج به دقت بيشتر دارد, در نشاط صبحگاهى و كتاب هاى سطحى را در آخر شب مطالعه نماييد.
١٢ ـ انتخاب مكان مناسب; استفاده از يك مكان مشخص كه عارى از سر و صدا و عوامل مخرّب ديگر باشد, به تمركز حواس كمك مى كند.
١٣ ـ آمادگى جسمى و روحى; هنگام مطالعه كردن نبايد در حال عجله و شتاب, تشويش خاطر, گرسنگى زياد, سيرى مفرط, خستگى و كوفتگى و بى حوصلگى باشيد, زيرا اين موارد, بازده مطالعه را كم مى كند.
١٤ ـ تقسيم مطالب; مطالب دشوار را به قسمت هاى ساده و كوچك تقسيم كنيد تا فهمش آسان شود.١٦
شرايط وجوب نماز آيات
محبوبه حاجى محمدى, شماره اشتراك ١٠١٨٨, از آبگرم قزوين
اگر در شهرى (مثلاً بم) زلزله رخ دهد و ما در شهرى ديگر (مثلاً قزوين) سكونت داشته باشيم, آيانماز آيات بر ما واجب مى گردد؟
اگر چيزهايى كه نماز آيات براى آنها واجب است, در هر شهرى اتفاق بيفتد, فقط مردم همان شهر و همان منطقه بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست, ولى اگر مكان آنها به قدرى نزديك باشد كه با آن شهر يكى حساب شود, نماز آيات بر آنها هم واجب است). ١٧ بنابراين براى ساكنان شهر قزوين به خاطر زلزله بم نماز آيات واجب نمى شود.
ازدواج موفق
راه هاى ازدواج موفق چيست؟
ازدواج, سنّتى حسنه و از مستحبات مؤكّد است. پيامبر گرامي(ص) فرمود: (در اسلام, بنايى دوست داشتنى تر از ازدواج پايه ريزى نشده است).١٨و نيز فرمود: (چه كسى دوست دارد كه از روش و سنّت من پيروى كند, به درستى كه از سنّت من ازدواج است. )١٩
هر انسانى براى انتخاب همسر مناسب مى بايست چند شرط مهم را مدّ نظر قرار دهد كه اتفاقاً مورد تأكيد روايات اسلامى نيز قرار گرفته است:
١ ـ اخلاق; اخلاق حسنه و نيك, نمودار پايدارى زندگى مى باشد.
٢ ـ ايمان; شخص با ايمان و خدا ترس, فرد مناسبى براى انتخاب همسر است. رسول خدا(ص) مى فرمايد: (كسى كه اخلاق و دينش مورد پسند و رضايت باشد و براى خواستگارى سوى شما آمد, تزويجش كنيد).٢٠و اگر چنين نكنيد, موجب بروز فتنه و فساد بزرگ در زمين خواهيد شد.
٣ ـ اصالت خانوادگى; ريشه دار بودن همسر (زوج و زوجه) شرط مهم ديگر در زندگى مشترك است. انسان بايد سعى كند از خانواده اى همسر انتخاب نمايد كه اصيل و نجيب و به خوبى معروف باشند. پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: (مراقب باش كه فرزندت را در كجا مى گذارى, زيرا اخلاق مادران و پدران به فرزندان منتقل مى شود).٢١ مقصود اين است كه مراقب باشد از چه خانواده اى زن مى گيرد و يا به چه خانواده اى زن مى دهد, زيرا كه اگر فرزندى از اين راه نصيب شد, اخلاق و صفات آشكار و پنهان نياكان خود را به ارث خواهد برد.
و نيز آن حضرت مى فرمايد: (با خانواده ها و نژادهاى شايسته ازدواج كنيد, زيرا اصل و نژاد, بسيار پنهان و مؤثّر است. )٢٢
در ميان روايات و احاديث بر اين سه شرط مهم (اخلاق, ايمان و اصالت خانوادگى) بسيار تأكيد شده است. اگر قرار باشد ازدواجى پايدار و موفق و مورد رضاى خدا صورت پذيرد, اين سه شرط بايد مدّ نظر قرار گيرد. ازدواج و اصولاً زندگى, ميدان بزرگى از آزمايش ها و فراز و نشيب هاست كه بخش بزرگى از زندگانى هر فردى را تشكيل مى دهد. در جامعه و عصر امروزى هر بخشى از زندگى, نياز خاص خود را مى طلبد كه در وضع سخت اقتصادى حاضر, تدبير و قناعت, كارساز است.
در پايان, خواندن كتاب هاى مربوط به ازدواج خصوصاً (آيين همسردارى) نوشته آية الله امينى و (انتخاب همسر) اثر على اكبرى مظاهرى را توصيه مى كنيم.
چگونگى تعيين عيد فطر
عسكر رسولى, شماره اشتراك ١١٣٦, از كاشان
لطفاً درباره چگونگى تعيين روز عيد فطر توضيح دهيد؟ چرا نظرات مراجع در تعيين اين روز مختلف است؟
يكى از راه هاى اثبات رؤيت ماه, شهادت دو نفر عادل است. اگر دو نفر ماه را ببينند و به ديگران بگويند ماه را ديده ايم, با چند شرط براى ديگران نيز ثابت مى شود:
١ ـ عدالت اين دو نفر براى ديگران محرز باشد; يعنى آن دو را به عدالت و صداقت بشناسند.
٢ ـ آن دو نفر عادل, ماه را با چشمان خود ديده باشند; بنابراين اگر ماه را نديده, ولى از ديگران شنيده اند, كافى نيست.
٣ ـ مشخصاتى كه در رؤيت ماه نقل مى كنند, قابل قبول باشد; بنابر اين اگر يكى از آن دو بگويد: قسمت پايين ماه را ديدم, و ديگرى بگويد: قسمت بالايى ماه را ديدم يا يكى بگويد ماه را در طرف محل غروب خورشيد ديدم, و ديگرى بگويد: ماه را در طرف شرق ديدم, قابل قبول نيست.
٤ ـ شهادت بر رؤيت ماه بايد از روى حس و با چشم معمولى باشد.٢٣
٥ ـ شهادت بر شهادت قابل قبول نيست, مگر در مواردى كه يكى از آن موارد, رؤيت هلال است; يعنى اگر دو نفر عادل نزد دو نفر عادل شهادت دادند كه ماه را ديده ايم و آن دو نفر عادل به ديگران شهادت بدهند كه از آن دو نفر عادل شنيديم كه ماه را ديده اند, شهادت آنان مورد قبول است.٢٤
اما در مورد عيد فطر سال گذشته و اختلاف نظرهايى كه پيش آمد, بايد چند نكته عرض شود:
١ ـ برخى از مراجع معظم كه روز سى ام رمضان را عيد اعلام كردند, قاعدتاً خودشان ماه را نديده بودند, بلكه چون دو نفر عادل نزد آنان شهادت داده بودند كه ماه را ديده ايم و اطمينان به عدالت آن دو نفر داشته اند, بر ايشان اول ماه ثابت شده است. اما براى برخى ديگر از مراجع احراز نشده بود كه روز سى ام ماه رمضان, عيد باشد; از اين رو روز بعد را عيد اعلام كردند. پس اختلاف در احراز و عدم احراز (اثبات يا عدم اثبات) بوده است; به عبارت ديگر يك مرجع در صورتى مى تواند سخن مرجع ديگر درخصوص رؤيت ماه را بپذيرد كه آن مرجع خود, ماه را ديده باشد, در حالى كه در عيد فطر سال گذشته چنين اتفاقى نيفتاد.
٢ ـ در مسئله رؤيت ماه يا شهادت بر رؤيت ماه, فرقى بين مراجع و غير مراجع نيست. اين حكم يعنى احراز و عدم احراز, از خصوصيات مراجع تقليد نيست. بنابراين اگر براى شخصى ثابت شد كه ماه ديده شد, يا خودش ماه را ديد, گرچه براى مرجع تقليد او ثابت نشده و اعلام نكرده كه فردا عيد است, بايد فردا را عيد بگيرد; يعنى روزه نگيرد, گرچه مرجعش عيد نگرفته باشد.
٣ ـ اگر براى فرد يا مجتهدى احراز شد كه فردا عيد است, لزومى ندارد به ديگران اعلام كند كه فردا عيد است; به عبارت ديگر مسئله احراز اول ماه, تقليدى نيست. بنابراين اگر براى مرجع تقليدى ثابت شد كه فردا عيد است, ولى براى مقلدش خلاف آن ثابت شد, مقلد نمى تواند آن روز را عيد بگيرد.
اگر مرجع تقليد حكم كند كه فردا عيد است, تبعيت از او لازم است, كه عيد فطر سال گذشته كسى از مراجع حكم نكرد كه روز سى ام رمضان, عيد است; فقط خبر دادند كه براى ما اثبات شده كه فردا (سى ام) عيد است.
بنابراين عدم توجه برخى از مراجع و مؤمنان به اخبار مراجعى كه روز قبل را عيد اعلام كرده بودند, به جهت اين بود كه براى آنان ثابت نشده بود كه روز سى ام رمضان عيد است. البته اين گونه اختلاف ها از نظر ما مطلوب نيست و آثار خوبى ندارد.
درمان بيمارى هاى روحى
زهره ستار, شماره اشتراك ١٠٥٤٧, از ابركوه
چگونه جوانان مى توانند حسد و غرور در عبادت را از خود دور سازند؟
درمان بيمارى هاى روحى مانند درمان بيمارى هاى جسمانى بر دو پايه استوار است:
١ ـ پيش گيرى; ٢ ـ درمان.
كسى كه تشخيص دهد اندك حسدى دارد, بايد از افزايش آن جلوگيرى كند و در آغاز بكوشد تا بيشتر نشود. از اين رو لازم است ريشه هاى حسد را بشناسد و از آنها اجتناب ورزد. بعضى از بزرگان, اسباب حسد را هفت چيز مى دانند: عداوت, تعزز, كبر, تعجب, خوف, حُب ّ رياست و خُبث طينت.٢٥
امام خمينى (ره) ريشه اساسى حسد را رؤيت ذلت نفس مى داند;٢٦ يعنى خود كم بينى و عقده حقارت باعث حسد مى شود.
در درمان حسادت دو چيز مؤثر است: علم و عمل.
منظور از علم آن است كه حسود بداند در زندگى هر كسى سهم و نصيبى دارد و هر چه تلاش كند, نمى تواند از سهم تعيين شده ديگرى بكاهد. او بايد بداند حسادت نه تنها سودى ندارد, بلكه زيان دارد. نه مقامش را بالا مى برد و نه محبوبيتش را بيشتر مى سازد, بلكه منفور مى شود. بايد بداند كوششى كه در خارج كردن رقيب خود از صحنه, مصروف مى دارد, اگر همان را براى رسيدن به مقاصد خود به كار گيرد, قطعاً به نتيجه مطلوب مى رسد.
همچنين بايد بداند حسادت براى جسم و جان و دنيا و آخرتش زيان بار است. امام على(ع) مى فرمايد: (بسا جاى شگفتى است كه حسودان از سلامت جسم خود غفلت دارند).٢٧ امام صادق(ع)مى فرمايد: (آفت دين, حسد و خودبينى و فخر فروشى است. )٢٨
اما در بخش عمل, حسود پس از شناخت بيمارى خود, بايد وارد عمل شود و بهترين و مؤثرترين كار, عمل كردن برخلاف ميل نفس است و اگر نفس تمايل دارد كسى را به وسيله ذكر عيب ها رسوا سازد, نه تنها خاموشى گزيند, بلكه او را مدح و ستايش نمايد. البته اين كار در آغاز زحمت دارد, ولى به تدريج آسان مى گردد.
رسول خدا(ص) راه رهايى از حسد را چنين بيان كرده اند: (انسان از حسد نجات پيدا مى كند, در صورتى كه دستش را ببندد و زبانش را نگه دارد و با چشم به سوى برادرش اشاره نكند. )٢٩
اما درمان (غرور در عبادت) آن است كه انسان به تقصير خود پى ببرد و بداند كه به عبادت نبايد دل خوش كند. رسول خدا(ص) مى فرمايد: (خداوند فرموده است: كسانى كه براى من عبادت مى كنند, بر اعمال خود اعتماد نكنند, زيرا اگر در تمام عمر خود به عبادت بپردازند و به زحمت بيفتند, باز مقصرند و نمى توانند حقيقت عبادت مرا دريابند, ولى به رحمت من اطمينان داشته باشند. )٣٠
جايى كه اشرف مخلوقات و افضل رسولان, حضرت خاتم الأنبيا(ص), بگويد: (ما عبدناك حق عبادتك; تورا آن طور كه حق توست عبادت نكرده ايم), ما بايد چه بگوييم؟!٣١
جايى كه عقاب پر بريزد
از پشّه لاغرى چـه خيزد
از طرفى ممكن است عبادت از نظر كميت زياد باشد, اما به دلايل مختلف به ويژه عجب و غرور مورد قبول حق تعالى قرار نگيرد.
در پايان بايد به اين نكته توجه داشت كه روح عبادت, عبوديت است و عبوديت, نجات از خودخواهى است. كسى به عبوديت دست يافته كه خود را حقير و كوچك دانسته است; بنابراين, عبادت واقعى با غرور جمع نمى شود. اگر عبادت با غرور باشد و يا موجب غرور شود, معلوم مى شود اصلاً عبادت نيست.
زيارت اهل قبور
زيارت اهل قبور چه آثارى دارد؟
يكى از امورى كه در فرهنگ اسلامى و شيعى به آن توصيه شده, زيارت اهل قبور است. حضرت على(ع) مى فرمايد: (اموات خود را زيارت كنيد, چون آنها به خاطر زيارت شما خوشحال مى شوند و شخص كنار قبر پدر و مادرش بعد از اين كه براى آنها دعا كرد, مى تواند حاجات خود را طلب نمايد).٣٢ در روايات متعددى وارد شده است: وقتى مؤمنان به زيارت اهل قبور مى روند, آنها علم به حضورشان پيدا مى كنند و از حضور مؤمنان بر سر قبور خود خوشحال مى شوند و با آنها اُنس مى گيرند و هنگامى كه مؤمنان از روى قبر ايشان دور مى شوند, دچار وحشت مى گردند.٣٣
خواندن دعا, قرآن, طلب آمرزش براى اموات و زيارت اهل قبور, موجب آرامش آنان و بالا رفتن درجه شان مى شود. در حديثى از امام صادق(ع) سؤال شد: زمانى كه شخص بر قبر پدرش و قبر افراد ديگر اعم از اين كه نزديك قبر پدرش باشند يا قبورى كه دورتر هستند, حضور پيدا مى كند, آيا نفعى براى اهل قبور دارد؟ امام(ع) فرمود: بله, حضور براى اهل قبور سودمند است; همان طورى كه اگر براى شما هديه اى بياورند, شاد و خوشحال مى شويد, آنها هم از حضور شما خرسند مى شوند.٣٤ مضاف بر اين خواندن فاتحه و قرآن هديه مناسبى است براى درگذشتگان.
مرتبه بالاتر و والاتر زيارت, زيارت قبور ائمه& است كه موجب پاداش بهشت و برخوردارى از شفاعت آنها مى شود. در روايات متعددى بر اين امر تأكيد شده است.
زيارت اهل قبور براى زيارت كنندگان فضيلت و پاداش زيادى به همراه دارد; از جمله اين كه وقتى انسان به زيارت اهل قبور مى رود, به ياد قيامت مى افتد و متنبه مى شود كه اين سراى ناپايدار و مادى را بايد ترك كند و نبايد دل به دنيا ببندد. در حديثى از حضرت على(ع) وارد شده است كه: از حضرت رسول(ص) شنيدم كه مى فرمود: شخصى كه به زيارت اهل قبور مى رود, گناهان پنجاه سال او آمرزيده مى شود. سؤال كردند: اگر شخص گناهى نداشته باشد چه مى شود؟ حضرت(ص)فرمود: گناهان پدر و مادر و برادرانش و عموم مسلمانان آمرزيده مى شود.٣٥
دعوى چه كنى داعيه داران همه رفتند
رو بار سفر بند كه ياران همه رفتند
آن گرد شتابنده كه در دامن صحراست
گويد چه نشينى كه سواران همه رفتند
داغ است دل لاله و نيلى است بر سرو
كز باغ جهان لاله عذاران همه رفتند
افسوس كه افسانه سرايان همه خفتند
اندوه كه اندوه گساران همه رفتند
فرياد كه گنجينه طرازان معانى
گنجينه نهادند به ياران همه رفتند
عوامل خوش بختى
محبوبه برقى, شماره اشتراك ١٠١٢٥, از مرند
عوامل خوش بختى كدامند؟ آيا ماديات در خوش بختى انسان نقش دارد؟
ديدگاه هاى متفاوتى در مورد راه هاى رسيدن به خوش بختى وجود دارد. يكى از دانشمندان غربى مى گويد: يكى از بزرگان گذشته, ٢٨٨ عقيده مختلف را درباره خوش بختى نقل مى كند كه تمام اين عقايد را فيلسوفان و بزرگان جهان, اظهار داشته اند و هر يك از آنها براى وصول به خوش بختى راه متفاوتى را نشان داده اند.٣٦
مسلّم است كه سعادت و خوش بختى از آنِ جامعه اى است كه آسايش خاطر و آرامش بيشترى داشته باشد. مال و ثروت و قدرت, منشأ سعادت و خوش بختى به حساب نمى آيد, زيرا هر چند ثروت و قدرت, رفاه و آسايش مى آورند, اما آرام بخش نيستند. ثروت و قدرت در كنار ساير امور مى تواند از عوامل خوش بختى باشد; به عبارت ديگر ثروت و قدرت به تنهايى ضامن خوش بختى انسان نيستند و حتى ممكن است يكى از عوامل شقاوت و بدبختى انسان باشد.
ييكى از دانشمندان انگليسى مى گويد: (براى مردم عاقل, ثروت يكى از عوامل اضطراب و بدبختى است. مسئله مهم اين است كه بايد بكوشيم تا مالك ثروت خود باشيم, نه بنده آن. كسانى كه ثروت را بى اندازه دوست دارند, گويى خودشان را اسير آن ساخته اند و از فكر اين كه مبادا در كشمكش حوادث, ثروتشان از دست برود, دائماً به خود مى لرزند و هيچ وقت روى آسايش را نمى بينند. )٣٧
دنياى غرب با اين كه از نظر ثروت و قدرت, در اوج قرار دارد, اما هرگز آرامش و آسايش را, كه رمز سعادت است, به دست نياورده اند. در سال ١٩٩٨ ميلادى در ايالات متحده, هجده ميليون نفر به افسردگى دچار شدند. دراوايل دهه ١٩٩٠ ميلادى, ارتكاب جرايم عمده در ايالات متحده, در هر سال بيش از چهار صد ميليارد دلار به جامعه و قربانيان اصلى آن خسارت وارد ساخته است.٣٨
خوش بخت كسى است كه زندگى خوشايندى داشته باشد و اين, جز با آرميدن در بستر خشنودى خداوند, امكان پذير نيست. بزرگراه خوش بختى, راه ايمان است. ايمان به خداى يگانه, خداى خوش بختى ها و خدايى كه يادش آرام بخش دل ها و دورى از او, موجب سختى و تنگى زندگى است.٣٩
نه ثروت, نه قدرت و نه لباس و زيبايى, هيچ كدام ما را به سرمنزل خوش بختى نمى رساند, مگر اين كه همه آنها را رنگ خدايى دهيم. اركان و پايه هاى خوش بختى سه چيز است: ١ ـ ميل و رغبت; ٢ ـ تلاش و فعاليت; ٣ ـ انديشه و تدبير در روايات معصومين.
خوش بختى نشانه هايى دارد; از جمله:
١ ـ تحرك: خوش بختى هيچ گاه با سكون و بطالت به دست نمى آيد.٤٠
٢ ـ عمل كردن به دانسته ها: امام على(ع) مى فرمايد: (به دانش عمل كنيد تا خوش بخت شويد.)٤١
٣ ـ همنشينى با دانشمندان: خوش بختى در گرو ارتباط با دانشمندان است.٤٢
٤ ـ حق گرايى: امام على(ع) مى فرمايد: (در همراهى حق, خوش بختى به وجود مى آيد.)٤٣
٥ ـ انديشيدن: امام صادق(ع) كسى را خوش بخت مى داند كه لحظه هايى را براى خلوت گزيدن و انديشيدن تدارك ببيند.٤٤
٦ ـ دورى از كينه و حسد: امام على(ع) مى فرمايد: (بياييم سينه هايمان را از كينه و حسد بشوييم تا اسباب سعادت را فراهم آورده باشيم. )٤٥
٧ ـ اخلاق شايسته: رسول اكرم(ص) فرمود: (كسى كه ويژگى هاى شايسته زير را دارا باشد, نيك بختى دنيا و آخرت را از آن خود كرده است: اخلاق نيك كه با آن در بين مردم و با آنان زندگى كند; قلب خاشع و سپاس گزار, و زبانى كه به ذكر خداوند مشغول است. )٤٦
٨ ـ همسر شايسته;٩ ـ فرزند صالح; ١٠ ـ منزل وسيع; ١١ ـ مركب مناسب.
در روايتى پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: (از سعادت مرد, زن خوب و خانه وسيع و مركب خوب و فرزند صالح است. )٤٧
البته واضح است كه اين امور مادى در صورتى از نشانه هاى خوش بختى محسوب مى شود كه براى اطاعت پروردگار و تكامل معنوى از آن ها بهره بردارى شود وگرنه هر يك از آنها مى تواند مانع خوش بختى و سد راه تكامل انسان باشد.
پى نوشت ها
١ـ ر. ك: توضيح المسائل آية الله مكارم شيرازى, ص ١٤٤, مسئله ٦٩٥.
٢ـ همان, مسئله ٦٩٤.
٣ـ شيخ طوسى, الخلاف, ج ١, ص ٢٣١ ـ ٢٣٢.
٤ـ جامع احاديث شيعه, ج ٤, ص ٢٠٣; محمد مظفرى, پرسش ها و پاسخ ها, ج ٢, ص ١٠٣ ـ ١٠٨.
٥ـ آية الله صافى گلپايگانى, معارف دين, ج ١, ص ٢٦٨.
٦ـ امام خمينى, استفتائات, ج ٢, ص ٦١٧.
٧ـ وسائل الشيعه, ج ٨, ص ٥٧٨, باب ١٤١, حديث ١.
٨ـ كافى, ج ٢, ص ٣٤٢, حديث ١٨.
٩ ـ بحارالانوار, ج ٦٧, ص ٣٠٩.
١٠ ـ همان, ج ٥٢, ص ١٣٥.
١١ ـ همان, ص ١٤٠.
١٢ـ همان, ص ١٣٠.
١٣ ـ همان, ص ١٤٠.
١٤ ـ همان, ص ٣٦٦.
١٥ ـ همان, ص ١٢٤.
١٦ـ ر. ك : غلامعلى افروز, روان شناسى تربيتى, ص ٧٥ و مجله پيوند, ش ٥٢.
١٧ ـ توضيح المسائل مراجع, ج ١, مسئله ١٤٩٤.
١٨ ـ وسائل الشيعه, ج ١٤, كتاب نكاح, ص ٣.
١٩ ـ همان, ص ٦, حديث ١٤.
٢٠ ـ وسائل الشيعه, ج ١٤, همان, ص ٥١, حديث ٢.
٢١ ـ آثار الصادقين, ج ٧, ص ٤٥١.
٢٢ ـ كنز العمّال, ج ١٦, ص ٢٩٦.
٢٣ـ امام خمينى, تحريرالوسيله, ج ١, ص ٢٩٦.
٢٤ـ همان, ج ٢, ص ٤٤٩.
٢٥ ـ امام خمينى(ره), چهل حديث, ص ١٠٧.
٢٦ـ سيد هاشم رسوولى, كيفر گناه, ص ٢٨٠.
٢٧ ـ نهج البلاغه فيض الاسلام, حكمت ٢١٦.
٢٨ ـ بحار الانوار, ج ٧٠, ص ٢٤٨.
٢٩ ـ همان, ص ٢٥٣.
٣٠ ـ اصول كافى, ج ٣, ص ١١٥.
٣١ ـ امام خمينى(ره), چهل حديث, ص ٧٠.
٣٢ ـ وسائل الشيعه, ج ٢, ص ٨٧٨, ح ٥.
٣٣ ـ همان, احاديث ١, ٢, ٣ و ٤.
٣٤ ـ ميزان الحكمه, ج ٢, ص ١٢٠٠, ح ٧٩٨٨.
٣٥ ـ همان, ص ١٢٠١, ح ٧٩٩٢.
٣٦ ـ سيد هاشم رسولى محلاتى, كيفر گناه, ص ٢٧٨.
٣٧ ـ همان, ص ٢٨٠.
٣٨ ـ مجله حديث زندگى, شماره ١٢, ص ٥٨.
٣٩ ـ طه (٢٠) آيه ١٢٤.
٤٠ ـ ميزان الحكمه, ج ٤, ص ٤٦٠.
٤١ ـ همان.
٤٢ ـ همان.
٤٣ ـ همان.
٤٤ ـ بحار الانوار, ج ٧٨, ص ٢٠٣.
٤٥ ـ ميزان الحكمه, باب ١٨٠٩.
٤٦ ـ بحار الانوار, ج ٩٣, ص ٣١١.
٤٧ ـ مكارم الاخلاق, ص ٦٥.
پيامبر اكرم(ص):
مَن تواضَعَ لِلّهِ رَفَعَهُ اللّهُ وَ مَن تَكَبَّرَ وَضَعَهُ اللّهُ;
هركس براى خدا فروتنى كند, خداوند او را بالا مى برد
و هركس تكبر كند, خداوند او را پست گرداند.
بحارالأنوار, ج١٦, ص ٢٦٥